مرتضى راوندى
90
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نه به وجودش اقرار كند و درواقع خداوند را ، هم به زبان انكار كند و هم به دل . كفر جحود آن است كه وجود خدا را به دل اقرار كند ، اما به زبان انكار نمايد ، كفر معانده آن است كه هم به دل خدا را اقرار كند ، هم به زبان ، اما به سبب معاندت ، به فرمان او كار نكند . اما كفر نفاق آن است كه به زبان اقرار كند ليكن به دل انكار دارد ، در هر حال آنچه اصل و منشاء كفر بهشمار است شرك است و چون ثنويت مجوس و تثليث نصارا و اعتقاد فلاسفه به قدم ماده و تأثير علل ، و اعتقاد معتزله و قدريه به قدر و تفويض ، و اعتقاد صوفيه به حلول و اتحاد و وحدت وجود ، نيز در نزد عامهء مسلمين و عامهء متكلّمين نوعى شرك تلقى مىشود ، آن همه نيز تكفير شدهاند . . . بعضى پيرو دهريّه و مانويّه يا مزدكيّه بودهاند و ليكن از ترس مسلمانان ناچار ، در ظاهر دعوى مسلمانى داشتهاند ، بعضى ديگر كسانى بودند كه بهسبب ظريفطبعى و نكتهسنجى و بذلهگويى و بىبندوبارى خويش ، به زندقه متهم شدهاند و در واقع با عوالم و افكار زنادقه آشنايى درست هم نداشتهاند ، از بين فقها و متكلمين ، كسانى كه از افراط بر كنار ماندهاند اهل قبله را از انتساب به كفر و شرك برى دانستهاند و از سخنان آنها هرچه را مخالف اسلام مىشناختهاند به « بدعت » منسوب داشتهاند . قلمرو اسلام البته هرگز سرزمين مناسبى براى رشد و نمو حكمتهاى مبتنى بر شك و بدبينى نبوده است و مسلمانان اين گونه عقايد را مؤدّى به شرك و كفر مىدانستهاند ، با اين همه ، اين طرز فكر در بعضى ادوار ، در سخنان حكما و صوفيه و شعرا نيز راه جسته است و آنها را در نزد عامه متهم بهعنوان دهرى ، طبيعى ، ملحد و زنديق ساخته است . امّا چون اين گونه افكار نزد عامهء مسلمين مطرود و منفور بوده است ، كسانى كه درواقع اهل شرك و الحاد بودهاند جرأت اظهار نداشتهاند و حتى نقل و كتابت اين گونه سخنان نيز مكروه و تا حدى ممنوع بوده است از اينرو در شناخت زندقهء رايج در بين جامعهء اسلامى ، كار محقق آسان نيست و آنچه از مواد گونهگون در اينباره در دسترس هست براى تحليل مبانى اين فكر كفايت نمىكند . اصول افكار دهريّه . . . دهريه عبارت بودهاند از كسانى كه منكر استناد حوادث و امور عالم به يك صانع مختار ، مىبودهاند ، زنادقهء قريش كه نام ابو سفيان و عتبة بن ابى معيط و نضر بن حارث و عاص بن وائل و وليد بن مغيره جزو آنها آمده است ، درواقع صاحبان اين گونه اعتقاد بهشمار مىآمدهاند . . . در هرحال دهريّه عرب فرقهاى بودهاند كه برحسب آنچه از قرآن و هم از بعضى اشعار جاهلى برمىآيد « دهر و